عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
437
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
است . اين كتاب سخت به شيعه مىتازد و بايد از قلم شخصى احمق تراويده باشد كه خواسته است مولانا را نيز چون خود فردى متعصب نشان دهد . علاوه بر اين آثار كه همه به زبان فارسى است ، رسالهء ديگرى نيز به عربى به مولانا نسبت دادهاند در آن رساله آمده است : " اوصيكم بتقوى الله فى السر و العلانية " وصيت مىكنم كه در نهان و آشكار مغاير رضاى واحد قهار سخن نگوييد و رفتار نكنيد . ايصاء به معنى سفارش كردن به شخصى كه كارى را چه در حضور و چه در غياب انجام دهد و در اينجا معنى اول مراد است . . . . . در اين رساله به اجتناب از گناه و ترك معاصى كمخوارى و كمخوابى و عبادت كردن در شبها و پرهيز از انجام هواهاى نفسانى و تحمل ستمهاى مردم و افتوخيز با مردمان صالح وصيت مىكند و سرانجام مىگويد كه خير الكلام ما قل و دل . ولد چلبى اين كتاب را شرح كرده و در " جريدهء صوفيه " انتشار داده است و سپس به صورت كتابچهاى هفتاد و پنج صفحهاى با نام " خير الكلام " به چاپ رسانيده است « 1 » گفتهها از مولاناست ولى رساله از او نيست . محيى الدين جلال طورى « 2 » در كتاب خود به نام " مولوى " او رسالهء " خوابنامه " كه يك نسخه از آن در كتابخانهء قيصريه و نسخهء ديگرى نزد مرحوم احمد رمزى شيخ مولوىخانهء اسكدار بوده ، بحث به ميان آورده است « 3 » اما مولانايى كه مىگويد : " چو غلام آفتابم ، همه ز آفتاب گويم * نه شبم نه شبپرستم كه حديث خواب گويم " و بدينسان نشان مىدهد كه با خواب و خوابگزارى سروكارى نداشته است ، امكان ندارد كه دست به تأليف چنين رسالهاى زده باشد . نمونههايى از آثار مولانا : در پايان رسالهاى كه دربارهء حكيم بزرگ و انسان برتر - مولانا - نوشته
--> ( 1 ) خير الكلام ، محمد ولد چلبى ، نجم استقبال مطبعه سى ، 1330 ( 2 ) Muhittin Cela ? l Duru ( 3 ) lst . Kader Basimevi , 1952 , s . 69